قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4382

تاريخ الفي ( فارسى )

دولاداى از مساكن خود در حركت آمده ، مرغاب را لشكرگاه ساختند . چون دشمنان نزديك رسيدند ، هرچند امرا امير يساول را به واسطهء كثرت دشمن و قلت سپاه از حرب منع كردند ، فايده نكرد . از طرفين صف‌ها آراسته ، جنگ [ ى ] عظيم شد . چون سپاه ماوراء النهر « 1 » اضعاف مضاعف سپاه ايران بود ، شكست با ايرانيان بود . ( داوود خواجه ) « 2 » با چهل كس در ميان دشمن ماند . چندان جنگ كرد كه تمام آن چهل كس كشته شد و خود به واسطهء سراسيمه‌گى ، خود از سر برگرفته ، دست به تير و كمان برد كه يكى از عقبش برآمد و زخمى بر سرش زد كه از پا درآمد . امير يساول با هفت كس از آن معركه بيرون رفت و حقيقت را به درگاه عرضه داشت . از شنيدن اين خبر آتش خشم پادشاه ايران زبانه كشيد . متوجه خراسان شد . چون آمدن او به خراسان شايع شد ، ماوراء النهريان بازگشته ، سلطان نيز بازگشت . « 3 » و در اين سال ملك ناصر ، حاكم مصر ، جمال الدين اقوش ، حاكم را به بعضى ديگر از امرا كه معين شده بودند ، گرفته محبوس كرد و بالكليّه خاطر خود جمع كرد و از روى استقلال به حكومت مشغول مىبود تا در شهور سنهء هفتصد و نوزده [ هجرى ] امرى كه لايق نوشتن باشد در مصر و شام روى ننمود . تتمهء حالات او در سنهء مذكوره به مقام خويش ياد كرده شود ان شاء اللّه تعالى . ( و گذشت آنچه گذشت ميان حاكم ماوراء النهر ايسن بوقا و حاكم ايران . ) « 4 » و حكومت دشت قپچاق به اوزبك خان متعلق بود .

--> ( 1 ) . م : سپاه ازبك . ( 2 ) . از اضافات « ش » است . ( 3 ) . پس از آرام شدن اوضاع خراسان ، امير يساول از سوى ايلخان اجازه يافت در مرغزارهاى بادغيس اسكان گزيند . در اينجا بود كه پس از مرگ اولجايتو ، بر جانشين وى شوريد . ( 4 ) . از اضافات « ق » است .